شمس الدين محمد بن احمد خفرى

42

تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )

مرتبهء ايجاد حاضرند . حاصل مطلب اين است كه جميع ممكنات - اعمّ از كلّى و جزئى و اعمّ از اينكه صور ادراكى باشند يا موجودات خارجى - در مرتبهء ايجاد با ذوات خود نزد واجب الوجود حاضرند . پس اين ممكنات به اعتبارى علوم و به اعتبار ديگر معلومات حقّ تعالىاند . خفرى با تحقيق مذكور ، كلّيهء اشكالات وارد بر اين قول را كه « علم به علّت مستلزم علم به معلول » است ، دفع مىكند . از جمله قائلان به اين قول قوشچى است كه در تقرير برهان سوم خواجه ، به آن اشاره كرده است . با توجّه به مطالب فوق ، نتيجه مىگيريم كه خفرى به علم تفصيلى حقّ تعالى در مرتبهء ذات قائل نيست ، بلكه صرفا به علم تفصيلى حقّ در مرتبهء ايجاد قائل است و بر همين مبنا ، اشكالات وارده را دفع مىكند . سپس خفرى به بيان دو مذهب حكما دربارهء علم واجب تعالى مىپردازد ؛ قائلان به مذهب أوّل مىگويند : به درستى كه واجب تعالى موجود بود در حالى كه شيء با او نبود . پس اوّلين چيزى كه از او صادر گرديد ، صور علمى موجودات خارجى بود و سپس موجودات خارجى را بر اساس آنچه در علم مقدّم خود بود ، ايجاد كرد . بهمنيار نيز در التحصيل به اين مذهب اشاره مىكند . پيروان مذهب دوم مىگويند : أوّل چيزى كه از واجب الوجود بالذات صادر گرديد ، جوهرى است كه در آن صور ساير ممكنات موجود است . اين مذهب را طالس ملطى اختيار كرده است . پس بنا بر مذهب ايشان ، جواهر أوّل مسبوق به علمى كه مغاير با ذات واجب تعالى باشد ، نيستند ، به خلاف مذهب أوّل . خفرى و خواجه مذهب دوم را اختيار كرده‌اند . خواجه پس از ذكر دلايل علم بارى به پاسخگويى از چهار اعتراض معترضان بر علم بارى مىپردازد . قوشچى نيز هر چهار پاسخ خواجه را با سؤالات مقدّر آن شرح